تبليغاتX
پادشاه بی سپاه

پادشاه بی سپاه

من مظلوم ترین فرد عالمم(امام مهدی عج)

گاهی اوقات ارزو می کنم ای کاش انقدر قدرت تبلیغ داشتم و انقدر برای اربابم مهدی تبلیغ می کردم تا دیگر کسی تفسیرش ازغیبت و غایب بودن امام مهدی وارونه نباشد.ای کاش می توانستم ذهنیت اشتباهی که اکثر مردم نسبت به وضعیت حضرت دارند را اصلاح کنم.تا دیگر امام زمان و امام مکانی که خود بر زمان و مکان امامت دارد راغایب و نامرئی ندانند تا هرگاه راجع به فرزندان امام ، ذریه و خاندانش صحبت به میان می اید،دیگر کسی با چشمان بهت زده ،گوینده را ننگرد و نپرسد که مگر امام زمان ازدواج کرده؟!مگر امام زمان زن و فرزند دارد؟!

دیدن این بهت زدگی برایم دردناک است.بارها  خوانده ایم  هر که بمیرد و امام زمانش  را نشناسد با مرگ جاهلیت (کفر)از دنیا رفته است،اما تا به حال از خود نپرسیده ایم،معرفت ما نسبت به امام زمان چگونه

معرفتی است؟! که حتی از ابتدایی ترین مسائل مربوط به حضرت

 مهدی و وضعیت ایشان بی اطّلاعیم.شنیدن این سوال از شیعیان

 امام زمان بعد از 1175 سال غربتِ امامشان، آن هم در عصر

اطلاعات، دور از انتظار است ونشان از عمق فاجعه دارد.به راستی

 مگر مردم مامفاتیح الجنان را ورق نزده اند؟!مگر زیارت نامه های

مربوط به امام زمان را نخوانده اند؟!قطعا نه!چون اگر می خواندند

میدیدند جملات و دعاهای نورانی امام رضا را در حق  حضرت

حجّت ابن حسن،فرزندان و ذرّیه ی ایشان.ای کاش همه ی

ان بهت زده ها کتاب جزیره ی خضرا (پیرامون فرزندان حضرت

 مهدی و محل زندگی شان)را مطالعه میکردند.یقین دارم پس

 از مطالعه ی کتاب جزیره ی خضرا که اعتبارش را از امضا و

 مهر ایت الله مرعشی نجفی دارد.اینگونه بهت زده نمی پرسد

مگر امام زمان ازدواج کرده؟!

مگر امام زمان هم فرزند دارد؟!!

+نوشته شده در 88/08/14ساعت1:50توسط مشتاق | |

كمي از اين همه خودخواهي دل بايد كاست

كمي از اين همه دوري ز طرب بايد كاست

گاه گاهي نگهي بر دل از آن دور به حق بايد داشت

بهر ديدار رخ يار كمي همت بي منت داشت

كمر همت ديدار شفق از طرف مشرق بست

چشم دل باز گشائيم و به ندبه ره آن يار ببست

قدري از اين همه رسوايي دل سهم تو بود

بود اما به كه گويم كه وصالت دل زارم بربود

با خيالت همه شب خواب به چشمم ايد

شود آيا سحر كهف همه منتظران باز آيد؟

.................

بازی چرخ زمانه همه دلها بسته

دوری فیض حضورت همه لبها بسته

نه دعایی،نه ثنایی،نه طلب کردن آنی

نه کمی زجه و زاری،نه کمی روح دعایی،نه کمی فیض و صفایی

به خدا دل شده سنگین

زین همه دوری ننگین

جمعه ها یک به یک از پشت هم آمد

پادشاه بی سپاه ثانی مولا نیامد

....................

شاید این جمله ی معروف که ما می گوئیم

شاید این جمعه بیایدشاید

اشتباهی است که از دیده ی ما پنهان است

که طلب کردن دیدار همین الان است

پس چنین بایدش از جان کلام این آید

وقت آن است که الساعه سحرگاه آید

((اللهم عجل لولیک الفرج))

 روح الله شریف زاده


+نوشته شده در 87/11/13ساعت12:52توسط مشتاق | |

پروردگارا!به فرموده ي امام سجاد،من در اين زمين خاكي چيزي دارم كه تو در ارش كبريايي خود نداري.من خدايي چون دارم وتو چون خودي نداري.

به داشتن تو فخر مي كنم و به وحدانيت تو اقرار .اشهد ان لا اله الا الله

تو را دوست دارم ،گرچه نتوانسته ام با اعمال خود اين عشق را ثابت كنم.چرا كه فرموده اي:اگر راست مي گوييد خدارا دوست داريد به انچه كه خدا گفته عمل كنيد،خدا هم بندگان مومن خود را دوست ميدارد.

اي خداي مهربانم از تو خواهش مي كنم ابراز علاقه ي مرا هرچند اندك بپذير.حداقل به اين دليل كه قصد و ارزويم رسيدن به قرب توست. هر چند مي دانم كه رسيدن به قرب تو نيازمند انجام اعمال حسنه است ولي چه كنم كه در اين دنياي پست و دني گرفتار هواهاي نفساني و وسوسه هاي شياطين شده ام و از همه بدتر با كوله باري از گناه،خود را از هدايت مستقيم مولايم مهدي(عج)محروم ساخته ام.از نشستن پاي منبر ايشان و شنيذن كلامشان كه همه نور و هدايت است ،از شنيدن بيان رسا وشيوايش كه قطعا چون كلام جدش علي (ع)فصيح و بليغ است محروم شده ام.

روح خسته و دل بي تاب من با صداقت كلام او ارامش خواهد يافت.يقين دارم اگر عطش مرا با هدايت ولاي حضرت مهدي(عج)سيراب كني ،راهم را براي رسيدن به قربت هموار كرده اي.چرا كه اراده ي افت زده ي من با يقين ناشي از حضور و ظهور ايشان پولادين مي گردد.

«او شايسته ي اعتماد است»

رسول تو حضرت محمد (ص)راه نجات و رستگاري را تمسك به قرآن و اهلبيت معرفي كرده است.مولايم مهدي اهل بيت رسول الله است،بدون هدايت مستقيم او كه بهترين بنده ي تو،مومن ترين و نزديك ترين فرد به توست،چگونه اين راه پر خطر را طي كنم؟

همتم بدرقه ي ره كن،اي طاير قدس كه ره مقصد دراز است و من نو سفرم

اي تنها پناهم!من به پشتوانه ي ايات قرانت كه فرمودي هر كس به خدا توكل كند،همان توكل برايش كافيست به تو توكل مي كنم واز تو ياري مي خواهم ،زيرا به صداقت كلامت يقين دارم«كيست از خدا صادق تر»تو را به صداقت كلام و وعده هايت قسم مي دهم كه وعده اي كه براي آزاي اربابم مهدي از زندان غيبت دادي را محقق كن و من نيز با بهره مند شدن از هدايت مستقيم امام مهدي(عج)قول ميدهم ،آنگونه به طاعت تو بپردازم كه تو دوست مي داري و راضي مي شوي.در واقع به تو ثابت مي كنم كه تو را دو ست دارم.

انشاءالله

+نوشته شده در 87/09/28ساعت12:53توسط مشتاق | |

آيا ميدانيد چرا مردم براي فرج حضرت مهدي دعا نمي كنند و فقط حوائج خودشان را در نظر دارند؟

فرج امام زمان=مرگ شيطان

(شيطان پس از رانده شدن از درگاه الوهيت،از خداوند در خواست كرد كه:پروردگارا!پس مرا تا روزي كه خلق مبعوث مي شوند، مهلت ده (خداوند به شيطان)فرمود تو تا وقت معين ومعلوم از مهلت داده شدگاني)1

امام محمد باقر(ع)در مورد مرگ شيطان در هنگام ظهور مي فرمايد:منظور از وقت معين در آيه ي شريفه روز قيام قائم ال محمد(ص)است.هرگاه خداوند او را برانگيزد، ابليس در مسجد كوفه ميايد،در حالي كه بر زانوانش راه مي رود و مي گويد:اي واي از اين روزگار !انگاه (موي بالاي )پيشانيش را ميگيرند و او را گردن مي زنند.آن هنگام،روز وقت معلوم است كه مدت او به پايان مي رسد.

اين است كه شيطان با تمام طرفندها و مكروحيله ها و با كمك اعوان و انصارش ،از متمركز شدن توجهات مردم به ولي عصر و دعا براي فرج مانع مي شود و هر چه در توان دارد بزاي به تعويق انداختن«روز ظهور»به كار مي گيرد.


ا-هجر ۳۷-۳۹

+نوشته شده در 87/09/28ساعت12:8توسط مشتاق | |

هرگاه زیارتنامه های مربوط به امام مهدی را میخوانم،با رسیدن به این واژه ها خونم به جوش می آید،(امام خائف المضطر،المترقب الخائف)۱ امام نازنین من برای چه چنین خائف است؟دلیل مضطر بودنش چیست؟

نمی دانم شما با خواندن این مطالب چه حالی خواهید داشت؟ولی من آرزو می کنم، ای کاش آسمان بودم وبر سر دشمنان اربابم مهدی خراب می شدم.باور من این است که اگر فقط به همین خائف بودن امام مهدی که در اثر دشمنی دشمنانش برایشان بوجود آمده توجه کنیم،برای یاری اش غیرتی بهم می زنیم به وسعت خائف بودن ۱۱۷۰ساله اش، آنگاه در مقابل مظلومیت ولی خدا چنین بی تفاوت نیستیم و برای فرج ایشان غیرتی دعا می کنیم و همه ی هم و غممان خلاصی اربابمان مهدی از زندان غیبت و خاتمه یافتن خائف بودنشان می گردد.

(یکی از مهمترین انگیزه های پنهان زیستی و راز های غیبت حضرت حجت(عج)اینست که مردم به حمایت و اطاعت از آن حضرت بر نخواستندو در وفا به پیمان ولایت، همداستان و یکدل نگشتند. یعنی باید علت اساسی غیبت را در خود مردم جستجو کرد و باید جامعه را مسئول ان دانست. زیرا مسلم است وقتی جامعه ، پذیرش حجت الهی را نداشته باشد واز فرمان او اطاعت نکند،حجت خدا خانه نشین میشود واگر در خانه هم راحتش نگذارند و قصد جانش کنند،غائب میشود و به زندگی پنهانی پناه می برد، تا وقتی که شرایط ظهورش محقق شود و مردم با جان و دل ،دستوراتش را اجرا کنند.)۲

(مرحوم سید مرتضی که در اوایل غیبت کبری می زیسته ، درباره ی علت نهان زیستی حضرت مهدی ارواحنافداه می نویسد: سبب و انگیزه ی پنهان شدن امام(عج) انست که ستمگران حضرت را (با تهدید بقتل) ترسانده و از دخل و تصرف در اموری که زمامش به دست انحضرت است، ممانعت نمو دند. زیرا بهره ی کلی و نصیب کامل بردن از وجود امام ،مشروط است به انکه حضرت قدرت و تمکن داشته، زمام امو ر در اختیارش باشد،دستوراتش اجرا گرددو مانعی در راه رسیدن به اهدافش وجود نداشته باشد تا نظامیان را بسیج کند و تجاوز گران بجنگد و حدود الهی را اقامه نماید و مرزها را ببندد وداد مظلوم را از ظالم بگیرد و این همه انجام نپذیرد مگر با وجود تمکن وقدرت، پس اگر مانعی بین او ومقاصدش حائل گردد و وی را از انجام این امور باز دارد،وجوب پیشوایی و سر پرستی جامعه از آنحضرت ساقط شود و زمانیکه بر حیات خویش بترسد و از شر ظالمان،امنیت جانی هم نداشته باشد ، لازم است غیبت نماید واز دیده ها پنهان گردد،زیرا اجتناب از خطر ودوری از ضرر، هم به حکم عقل و هم به حکم نقل واجب است،چنانکه نبی اکرم(ص)زمانی در شعب ابیطالب و بار دیگر در غار ثور پنهان شد،در حالی که این غیبت ونهان زیستی رسول خدا(ص)انگیزه و علتی جز بیم جانش و مصونیت از ضررها و خطرها نداشت.)۳

مرحوم شیخ طوسی درباره ی یگانه علت غیبت حضرت حجت (عج) می نویسد:هیچ انگیزه ای مانع از ظهور انحضرت نیست مگر ترس بر جانش از کشته شدن،زیرا اگر چیزی جز قتل در کار بود،هرگز اختفاء و غیبت بر حضرتش روا نمی بود وهمه ی سختیها و اذیت ها را تحمل مینمود،چه اینکه مقام ومرتبه ی ائمه ی اطهار و انبیا در اثر تحمل سختیها و دشواریهای طاقت فرسا،بخاطر خدا فزونی می یابد و بالا میرود.

دوست من ، اینک تو بگو غفلت از یاد حضرت مهدی و بی توجهی به دعای فرج نشانه ی بی غیرتی ما نیست؟


۱-مفاتیح الجنان ،زیارت حضرت صاحب الامر

۲-پیام امام زمان

۳-کلمات المحققین،ص۵۳۲

+نوشته شده در 87/09/21ساعت21:20توسط مشتاق | |

بارها به این مطلب اندیشیده ام :

با حبی که از علی در سینه دارم،اگر زمان او زندگی می کردم ، آیا عظمت و حقانیتش را درک می کردم ؟ آیا به یاریش می شتافتم و در جمع یاران اندک او قرار می گرفتم و یا نه،مانند همه آن مرد نمایان کوفی او را غریب و تنها رها می ساختم،خودم را در همان سالهای غربت علی تصور می کنم ،غربتی که بارها فرمود : اگر به اندازه ی انگشتان دستم یاور داشتم قیام می کردم .

یقین دارم جواب سوالی را که از گذشته در ذهن دارم باید در حال بجویم.با اندکی تامل عرق شرم بر پیشانی ام می نشیند .    ۴۷= ۲۵÷۱۱۷۰

آری خیمه نشینی مهدی ۴۷ برابر خانه نشینی علی است.اگر علی ۲۵ سال استخوان در گلو و خار در چشم داشت،مهدی ۱۱۷۰ سال است که استخوان در گلو و خار در چشم دارد.عمری کوفیان را شماتت می کردم،غافل از اینکه آیندگان در نکوهش من چه خواهند گفت ؟ من نیز مهدی را مظلومانه رها ساختم، بهتر بگویم من روی کوفیان را سفید کردم .عمق نامردی و وسعت خیانتم به امام مهدی از جملات ایشان هویداست : "شیعیان ما به اندازه آب خوردنی ما را نمی خواهند، اگر بخواهند دعا می کنند و فرج می رسد. "

نهج البلاغه را وروق می زنم و هرآنچه علی (ع) آن مرد همیشه جاوید عالم در نکوهش کوفیان فرموده ، می خوانم اما این بار در طول خواندن تمامی جملات گوینده را علی زمانم مهدی و مخاطبش را خود کوفیم می دانم .

(( گرفتار کسانی شدم که چون ا مر می کنم فرمان نمی برند و چون آنها را فرا می خوانم اجابت نمی کنند،ای مردم بی اصل و ریشه در یاری پروردگارتان برای چه در انتظارید؟ آیا دینی ندارید که شما را گرد آورد و یا غیرتی که شما را به خشم وادارد ؟" نهج البلاغه-خطبه ۳۹" ))

خدایا تو را به حق غیرت عباس ابن علی مردانمان را برای یاری مهدی غیرتمند کن .

(( چه مقدار با شما کوفیان مدارا کنم ،چونان مدارا کردن با شتران نوباری که از سنگینی بار پشتشان زخم شده و مانند جامه فرسوده ای که هرگاه از جایی بدوزند از سوی دیگر پاره می گردد." نهج البلاغه خطبه ۶۹"))

خدایا به حق زندانی زندان غیبت،جمیع مردم را از زندان جهل و غفلت از یاد مهدی بیرون آر.

(( سوگند به خدا ذلیل است آن کس که شما یاری دهندگان او باشید،کسیکه با شما تیراندازی کند گویا تیری بدون پیکان رها ساخته است،به خدا سوگند شما در خانه ها فراوان و در زیر پرچمهای میدان نبرد اندکید." نهج البلاغه خطبه ۶۹"))

 خدایا تو را بحق غربت علی و غربت فرزندش مهدی لشگر امام مهدی را از بهترین ، با کفایت ترین و با تقواترین یاوران برای یاری اش آماده گردان و من را نیز از یاوران با اخلاصش قرار بده .

(( ای اهل کوفه گرفتار شما شده ام که سه چیز دارید و دو چیز ندارید : کرهایی با گوشهای شنوا، گنگهایی با زبان گویا ، کورانی با چشمان بینا،نه در روز جنگ از آزادگانید و نه به هنگام سختی و بلا برادران یک رنگ می باشید. ))

یا خیرالحافظین مبادا من نیز بیش از این کر ، گنگ و نابینا باقی بمانم . خدایا به لطف تو صدای"هل من معین"بقیه الله، که همان دعا برای فرج است شنیدم . اینک در محضر خودت با او برای یاریش عهد می بندم ،عهدی ابدی، چشمانم در فراقش خواهد گریست "به امید وصالی نزدیک "و به حول و قوه ی  تو نه فقط زبانم ،بلکه همه وجودم فریاد می شود:

 " اللهم عجل لولیک الفرج، بحق زینب  (س)"

 

+نوشته شده در 87/09/19ساعت0:16توسط مشتاق | |


سالها با شنیدن این واژه (غیبت، غایب بودن امام مهدی و...) ذهنیت اشتباهی در ذهنمان نسبت به وضعیت امام مهدی نقش بسته است.البته فقر اطلاعاتمان نیز به شکل گیری چنین ذهنیت اشتباهی کمک کرده است.

شنیدن این جمله برایم تامل برانگیز است،((امام زمان بیا!)) ، امام زمان که از سال ۲۲۵ه ق آمده! پس این چگونه جمله ایست ؟! بنابراین این ما هستیم که باید به خود بیاییم ، چراکه غفلت و غیبت از ماست نه از امام مهدی . توجه به این مطلب که" امام نازنینمان فرزند و ذریه دارند۱ و نه تنها به عالم و اهل عالم اشراف دارند بلکه حضوری فیزیکی در مجالس، محافل و بازارهای ما دارند" باعث قوت قلبم میشود. اینک مطالبی که با خواندنشان موفق به درک این مطلب شده ام در اختیار شما قرار میدهم :

با مطالعه دقیق اخبار و بررسی جمیع جوانب مسئله ، به نظر میرسد که غیبت ، به معنای ( ناشناس) بودن و اختفاء عنوان امام عصر باشد ، بنابر این رویت شخص ان حضرت و جسم مبارکش امکان دارد ، ولی شخصیت حقیقی و عنوان و نام واقعی اش پنهان است ، یعنی در زمان غیبت گرچه ممکن است مردم حضرتش را ببینند ، اما او را نمی شناسند . یکی از شواهدی که این معنی را برای غیبت تایید می کند ، جمله ای از پیام امام زمان است که فرمودند:

(( ولتعجلت لهم السعاده بمشاهدتنا علی حق المعرفه وصدقها منهم بنا))

یعنی اگر شیعیان ما در وفا به پیمانشان همدل و همداستان بودند ، میمنت ملاقات ما از ایشان بتاخیر نمی افتاد و بزودی به دیدار ما سعادت می یافتند، چنان که باید بشناسد، یعنی نه دیداری که تنها ملاقات شخص ما باشد ، بدون شناخت عنوان و شخصیت ما ، بلکه مشاهده ای همراه با معرفت کامل و شناخت حقیقی و راستین ما .

اما غیبت ، بمعنای اول ، یعنی پنهان بودن شخص و خفاء جسم حضرت مهدی(ع) با این جمله نمی سازد ، زیرا کافی بود بفرمایند : (( میمنت ملاقات ما از ایشان بتاخیر نمی افتاد و به زودی با دیدار ما بسعادت می رسیدند )) ، و جمله (( با معرفت کامل و شناخت راستین )) لزومی نداشت.

غیراز این عبارت روایات و شواهد فراوان دیگری نیز موید همین مطلب است ولی برای رعایت اختصار به همین یک حدیث اکتفا می کنیم :

دانشمند عالیقدر و حدیث نگار خبیر، ( شیخ محمد بن ابراهیم نعمانی ) در باب دهم (( کتاب الغیبه)) صفحه ۱۶۳ بسندش از ( سدیر صیرفی) نقل می کند که گفت:

از حضرت صادق(ع) شنیدم که فرمودند: در صاحب این امر ، شباهتی از یوسف است، گفتم: گویا که شما از غیبت یا حیرتی به ما خبر میدهید، فرمود: چرا مردم مسئله ( غیبت) را انکار میکنند ؟! برادران یوسف با انکه افرادی عاقل و با فهم و فرزندان انبیاء بودند، بر یوسف وارد شدند، با او سخن گفتند ، او را مخاطب ساختند و با وی داد وستد کردند و رفت و امد نمودند در حالی که انان برادران یوسف و یوسف برادر ایشان بود ، اما در عین حال ، او را نشناختند تا وقتی که خود را معرفی کرد و بانان گفت من یوسف هستم ، سپس او را شناختند . پس چرا این امت سرگردان انکار میکنند که خداوند عز و جل بخواهد در وقتی از اوقات ، حجتش را از ایشان پنهان سازد؟! یوسف فرمانروای مصر بود و با پدرش، فقط هجده روز راه فاصله داشت ، اگر خدا میخواست پدرش را از جایگاه او اگاه سازد می توانست ، بخدا سوگند، یعقوب و فرزندانش ، بهنگام نوید و بشارت ( یوسف) ، از اغاز حرکتشان تا مصر ، نه روز در راه بودند ( از طریق بیابان) ، پس چرا این امت انکار می ورزند که خداوند به همانگونه که با یوسف رفتار کرد ، با حجتش نیز رفتار کند و صاحب منظوم شما که حقش غصب شده، صاحب این امر ، میان مردم رفت و امد کند و در بازارهایشان راه برود و بر فرشهایشان قدم بگذارد اما او را نشناسند ، تا وقتی که خداوند به وی اجازه دهد خود را به مردم معرفی کند ، چنان که به یوسف اجازه داد ، هنگامی که رادرانش به او گفتند : ایا تو همان یوسف هستی ؟ گفت : من یوسف هستم .

بنابراین، وجود مقدس امام زمان (ع) در اندام بشری و قالب جسمانی ، مثل سایر افراد ادمی روی همین کره خاکی، زندگی میکند، میان شهر هاودربین مردم رفت وامد مینماید، درمجالس ومحافل دوستان شرکت می فرماید، هنگام مشکلات ونا ملایمات به کمک شیعیان میشتابد، ازبیچارگان دستگیری میکند و باحق پویان سخن میگوید ، اما مردم ان حضرت را نمی شناسند.


مفاتیح الجنان،دعاء برای امام زمان:اللهم اعطه فی نفسه و اهله و ولده وذریته و....(پرودگارا تو را به خود انحضرت و اهلبیتش و فرزند و ذریه و....)

+نوشته شده در 87/09/18ساعت22:57توسط مشتاق | |

یقین بدانید هیچ جمله ای به اندازه ی خون ریز معرفی کردن امام مهدی دل ایشان را نمی شکند.

شاید شما نیز دیده اید اشخاصی را که در ذهن خویش از امام زمان جز شخصیتی شمشیر به دست که جوی خون به راه می اندازد ،گردنها را می زند و از کشته ها پشته می سازد،ذهنیت دیگری ندارد و تاسف بار تر آن که این طرز تلقی کاملا" اشتباه خود را به دیگران منتقل ساخته ،سیمای مهربان و عدالت گستر آن حضرت را در اذهان عمومی مخدوش نموده و آحاد  جامعه را از ظهور حضرت ترسانده و از دعا برای ظهور ایشان منصرف می سازند.واین از بزرگترین جفاها به آن وجود سراسر مهر و رحمت است .

حتی برخی از متدینین از روی مزاح یا عدم توجه به پیامد های منفی کلام خویش از "جای شمشیر امام زمان" بر روی گردن خود یا دیگران سخن می گویند.

اگر تا کنون تنها از برق شمشیر حضرت سخن گفته ایم باید به درگله خداوند توبه نماییم و از ساحت مقدس امام مهدی به خاطر این اتهام،طلب عفو وبخشش کنیم.

حقیقت ان است که وجود مقدس امام زمان مانند خاتم الانبیا برای اهل عالم رحمت هستند و از القاب شریفشان ((کاشف البلوی)) یعنی برطرف کننده بلاها،((کهف))وپناهگاه،((غوث))و فریاد رس،((مفرح الکرب))وگشایش گر رنج ها ،((مزیل الهم))وزداینده ی غمهاست.

هیچ پناهگاهی از او امن تر نیست،هیچ فریاد رسی از او دلسوز تر و مهربانتر نیست،هیچ مشکل گشایی از او تواناتر نیست و هیچ دستی از او کریمتر و بخشنده تر نیست. 

+نوشته شده در 87/09/02ساعت0:42توسط مشتاق | |

با خواندن اين جمله قلبم تكان خورد :شيعيان ما ه اندازه ي آب خوردني،ما را نمي خواهند.اگر خواهند دعا مي كنند و فرج ما مي رسد.

گله ي امام از شيعيان در قالب اين جمله و ان هم در مقايسه با اب خوردني،چشمانم را از اشك لبريز كرد.با اين جله متوجه ي عمق غفلتم از امام مهدي و عدم آشنايي با وظايفم در مقابل ايشان شدم ومهمتر از همه ،اهميت دعا براي فرج ايشان را دريافتم.كلام چه كسي صادق تر از كلام ولي خداست؟ «....اگر مي خواستند دعا مي كنند و فرج ما مي رسد.»

بنابراين يقين پيدا كردم نتيجه ي دعاي ما براي فرج امام زمان،قطعآ رسيدن فرج ايشان است. صادقانه مي گويم به دليل تحولي كه (دراثر اين كلام امام) در افكار،نيت،قلب و عمل من شكل گرفته در هر فرصتي و در هر جمعي از امام مهدي صبت مي كنم و اهميت دعا براي فرج ايشان را گوشزد مي شوم. در جمع دوستان،فاميل،در كتابخانه،دانشگاه،و حتي تاكسي.

نيست بر لوح دلم جز الف قامت دوست چه كنم حرف دگر ياد نداد استادم

اكثر قريب به اتفاق مخاطبانم منقلب شده و انها نيز به ظلمي كه با غفلتمان در حق امام مهدي«عج»روا داشتيه ايم،اعتراف مي كننداما گاهي اوقات نيز باتعداد انگشت شماري روبرو مي شوم كه ژست گرفته و مي گويند ،نه ما براي فرج دعا مي كنيم و هميشه به ياد آقا هستيم.حتي(غافلانه)منكر مظلوميت امام مهدي مي شوند.نمي دانم اين چگونه دعايي براي فرج است كه اين مدعيان مي گويند ما براي فرج دعا مي كنيم و به ياد آقا هستيم،در حالي كه جملات و پيام هاي امام مهدي حاكي از حقيقت تلخ ديگري است،حاكي از غفلت شيعه و دعا نكردن براي فرج است.

مدتي به اين تضاد انديشيدم و به اين نتيجه رسيدم كه،آن مدعيان اعتقاد و محبتي را كه در قلبشان&به امام مهدي دارند،با وظيفه شان در مقابل مولا اشتباه گرفته اند.آنان محبتي را كه در گوشه ي تاقچه ي قلبشان گزارده اند و فقط سالي يكبار در نيمه ي شعبان با شركت در جشن همگاني ابراز مي كنند را كافي مي دانند و چنين محت ضعيفي را با مودت به امام مهدي اشتباه گرفته اند.راستي هيچ فكر كره ايد كه فرق مودت با محبت چيست؟وچرا خداوند در قران از امت رسول گرامي،مودت خواسته نه محبت،وچرا به جاي «قل لا اسئلكم عليه اجرا،الا مودت في القربي1»نفرموده «...الا محبت في القربي»؟مگر «محبت» همان «مودت»نيست؟

براي توضيح بيشتر از راهنماي كتاب چهل گوهر استفاده ميكنيم:

آنچه از روايات استفاده مي گرد و اهل لت هم به ان تصريح كرده ان،انست كه «محبت»به معناي دوست داشتن و«مودت»به معني دوستي كردن است.و به عبارت روشن تر:«محبت»تنها دوستي و علاقه ي قلبي است،به اين معني كه،هرگاه انسان از كسي يا چيزي خوشش بيايد ،ان را ملائم با طبع خود ديده و وجودش را براي خويش نافع وسودخش يافته،دلش به سوي ان كشيده مي شود ومجذوبو شيفته اش مي گردد.اما مودت مرحله اي بعد از محبت است كه بعد از كشش وتمايل قلبي ،سعي در اظهار اين محبت مي نمايد بدان معني كه هر جا مي رود از محبوبش سخن مي وگويد.سراغ او را گرفته ويادش را در دل زنده نگه مي گرداند،در هر گفتاري از او ياد كرده و در هر نوشتاري او را ذكر مي نمايد . براي يافتن او ،شنيدن نام و شمايلش از هيچ تلاشي دريغ ننموده ودر راه نشر كمالات و فضايل او از هيچ گذشت مالي و جاني فروگذار نمي كند و علاوه بر همه ي اينها دائما در حال جلب خاطر و رضايت محبوب بوه،سعيش در اين است كه،خواسته هاي او را عملي كرده،از انچه مورد خشم وغضب اوست دوري جسته ،هر كاري كه موجب قرب و نزديكي به اوست ،انجام داده و لحظه به لحظه به مراتب رضا و خشنودي محبوبش نزديك و نزديك تر گردد.وخلاصه انكه در تمام ابعاد زندگي اش هواي او را بر هواي خوشتن مقدم مي نمايد.

اين فرقي بين محبت و مودت بود كه در واقع مودت بالاتر تز محت است.از خداوند مي خواهم همه ي ما را شيدا و واله ي حضرت مهدي گرداند تا دائما و عاشقانه دعا گوي فرج ايشان باشيم و در لحظه لحظه زندگي مبلغ حقانيت و مظلوميت ايشان گرديم.

+نوشته شده در 87/08/23ساعت23:46توسط مشتاق | |

یا مبدل،جمیع موانع ظهور حضرت مهدی را به اسباب فرجش مبدل گردان.   

یا کریم، به حق کریم اهل بیت امام حسن مجتبی و کریمه ی اهل بیت حضرت معصومه، کریمانه از    ادامه ی غیبت حضرت مهدی صرف نظر کن.     

یا تواب،توبه ی ما را از این همه نامردی نسبت به مولامهدی بپذیر.

                                                                                      

یامفتاح الفتوح،درهای فرج را به حق زینب برای حضرت مهدی باز کن.        

یا مبدل السیئات بالحسنات،گناه جمیع شیعیان محمد و آل محمداز اول تاریخ تشیع تا به حال،که مانع امر فرج و استجابت دعا شده،ببخش وبیامرز و به حسنه مبدل کن.                                                                        

یا سریع الرضا،تو را به حق زینب وحسین ورضایی که به رضای تو داشتند،به فرج الساعه ی منتقمشمان راضی شو.                                           

یا صادق الوعد،تو را به حق حسین و وعده ای که برای گرفتن انتقام حسین دادی، به وعده ات عمل کن.

                                                             

یاخیر الناصرین،بایاری خاص الخاص خودت و فراهم کردن لشکر از بهترین و با کفایت ترین یاران،پادشاه بی سپاه را یاری ده.                                  

یا وکیل من لا وکیل له،تو را به صداقت کلامت که فرمودی:«هر کس به من توکل کند،همان توکل برایش کافیست» وکالت مرا برای آزادی اربابم مهدی از زندان غیبت بپذیر.

                                                                                    

یا مقلب القلوب،قلب جمیع شیعیان و کسانی که قابل هدایت هستند از قساوت خالی و سرشار از عشق حضرت مهدی و بی تاب امر فرج کن.      

یا من له الحکم والقضا،به حق مضطر بودن زینب و حسین در کربلا ،با اعلام ختم دوران غیبت،به خائف بودن و مضطربودن امام خائف و مضطر خاتمه بده.                             

(امین یا رب العالمین)

+نوشته شده در 87/08/17ساعت13:21توسط مشتاق | |